السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
35
مقدمه نقض و تعليقات آن
عبد الجليل قزوينى رازى ( ره ) را تشكيل ميدهد چنان كه در سابق بطور مبسوط ذكر شد ( رجوع شود بصفحهء 14 - 15 همين مقدمه ) و نسخى از كتاب مزبور نيز در دسترس قاضى شوشترى ( ره ) بوده و مورد استفادهء او قرار گرفته است بنابراين قاضى مزبور استفادهء شايانى از اين كتاب نموده است بعبارت واضحتر قاضى نور اللّه ( ره ) علاوه بر استفادهء مطالب علمى و بيانات تحقيقى از كتاب نقض در روش تأليف و اسلوب نظم و ترتيب مجالس المؤمنين نيز تقليد و تبعيت بشيخ عبد الجليل ( ره ) و كتاب نقض او نموده است و كسى كه در مطالب اين دو كتاب بلكه در بيانات مذكوره در اين مورد تدبر كند شبهتى براى او در صدق مدعاى مزبور نميماند حتى از كلمهء اهداى كتاب در مجالس با قطع نظر از تصريحات سابق الذكر بطور وضوح برمىآيد كه در تأليف اين كتاب تقليد و تبعيت بتأليف كتاب نقض شده است . توضيح اين اجمال آنكه نص عبارت قاضى ( ره ) در مفتتح مجالس نسبت باهداى كتاب خود بساحت مقدسهء صاحب ناحيهء كبرى حضرت ولى عصر عجل اللّه تعالى فرجه اين است ( ص 2 مجالس ) : « بعد از استخاره و استمداد و استفاضه از باطن فيض مواطن حضرت امير المؤمنين عليه السلام به ترتيب اين بزم عزم جزم كرد و آن را بمجالس المؤمنين موسوم نمود و جهت اعتلاى قدر و مزيد اعتناى ناظران منشرح الصدر صدر مجلس بزم را مزين ساخت بنام نامى حجت پروردگار و امام روزگار قطب عوالم هدايت ، خاتم مقيدهء ولايت ، خليفة - الرحمن محمد بن الحسن المهدى صلى اللّه عليه و على آبائه المبشرين بخروجه و ظهوره و ملأ المشارق و المغارب من نور عدله و تجلى حضوره » . و نص عبارت شيخ عبد الجليل ( ره ) در نقض نسبت به اين مطلب اين است ( ص 3 ) : « ديباچهء كتاب بايد كه باسم امام روزگار خاتم الابرار مهدى بن الحسن العسكرى عليه و على آبائه السلام باشد كه وجود عالم را حوالت ببقاى اوست و عقل و شرع منتظر حضور و لقاى او ، و آيهء « وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ » و خبر « لو لم - يبق من الدنيا » بر صحت عصمت و اثبات امامت او گواه ، زين اللّه الدين و الاسلام بخروجه و ظهوره و ملأ المشارق و المغارب من نوره » . بر متأمل در اين دو عبارت پوشيده نيست كه كلام قاضى ( ره ) مأخوذ از كلام صاحب - نقض است و علاوه بر تبعيت و تقليد در اصل مطلب از كلمات و الفاظ نيز استفاده و اقتباس شده است و نظير اين امر در ساير تأليفات قاضى ( ره ) نيز از قبيل احقاق الحق و مصائب - النواصب قليلا واقع شده است فراجع ان شئت . ليكن پوشيده نماناد كه قاضى رضوان اللّه عليه حق شيخ عبد الجليل ( ره ) را چنان كه شايد و بايد ادا كرده است و باستفادهء خود از اين كتاب وى صريحا اعتراف كرده و به حق سبقت او و نفاست تحقيقات وى مكرر در مكرر تصريح نموده است پس اگر در كتاب شريف و اثر تاريخى منيف خود مجالس المؤمنين كه آثار بسيار گرانبها و تحقيقات و تراجم احوال و مطالب بسيار بسيار نفيس ديگر استطرادا در تضاعيف آن كتاب پرقيمت -